پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

69

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

شما ، خدايى حىّ و مراقب . منم كه شما را با دستى بلند و بازويى توانا از زمين مصر بيرون‌آوردم : جز من خدايى مپرستيد ، هيچ شريكى بر من مگيريد ، و هيچ تمثالى از من مسازيد . شما نمىتوانيد مرا ببينيد ، تنها مىتوانيد سخن مرا بشنويد . » بس كه كلام خدا خوف‌انگيز بود ، آنها به شنيدن آن از هوش رفتند . چون به هوش آمدند ، به موسى گفتند : « ما نمىتوانيم كلام پروردگارمان را بشنويم . تو ميان او و ما مىباش : او با تو سخن بگويد ، آن گاه تو سخنان او را براى ما بازگو . » چون فرمانهاى پروردگار پايان يافت ، ابر غليظ برخاست ، و صدا محو شد . ما اين متن را از آن رو به تفصيل نقل كرديم كه از چندين جهت جالب توجّه است . اين بىگمان يكى از كهن‌ترين توصيفات اسلامى دربارهء تجربه‌اى دينى از تجلّى خداست . اين توصيف تقريبا لفظ به لفظ از تورات گرفته‌شده‌است و از اين بابت شايان دقت است . با توجه به مهرى كه ذهن مسلمان بر مأخوذات خود از خارج مىزند ، اين متن نشان‌مىدهد كه كسانى چون مقاتل هيچ پروايى ندارند از اينكه معنى قرآن را با پرتوهاى خارج از اسلام روشن كنند ، و باب استفاده از هر اطّلاعى را ( صرف نظر از منبع آن ) كه بتواند به آنها در فهم اين متن مقدّس يارىكند گشاده نگاه مىدارند . البته همواره چنين نخواهدماند ، زيرا ، چندى بعد ، مفسّران اسلامى از محدودهء قرآن بيرون نخواهندآمد و از چشم انداختن به خارج به عنوان خطرى كه وفادارى آنها را به نصّ قرآن تهديد مىكند امتناع خواهندكرد . در حقيقت ، چشم‌انداختن به خارج از آن رو وفادارى به نصّ قرآن را تهديد مىكند كه اين كار به معنى روى گرداندن از نصّ و روى آوردن به روح در مجلاى ديگر آن است . مقاتل با تفسير قرآن در پرتو كتاب مقدس همين‌كار را مىكند ، زيرا او واقعه‌اى را كه قرآن بدان اشاره مىكند با ديدتازه‌اى مىبيند . در حالى كه قرآن از ميل يهوديان به ديدن خدا يا سخن گفتن با او تنها براى تأكيد بر كيفر آنها ، به سبب توقعشان يا بىايمانيشان به كلام خدا ، يادمىكند ، مقاتل تجربهء قوم يهود در تلاقى شفاهى با خدا را براى نشان‌دادن خود اين تجربه توصيف مىكند و آن را با همان روح كتاب مقدّس ، يعنى به عنوان واقعه‌اى مربوط به تجلّى خدا ( evenement epiphanique ) توصيف مىكند كه در آن ده فرمان يا احكام عشره بر قوم اسرائيل نازل مىشود ، احكامى كه مقاتل تنها بخشى از آنها را مىآورد . بنابراين ، مقاتل از محدودهء اشارهء قرآن بيرون‌مىآيد و به كمك كتاب مقدس واقعهء طور سينا را در پرتوى ديگر مىخواند ، و همين غنايى به تفسير قرآن او مىبخشد . و امّا بازگرديم و مستقيم‌تر به نمونه‌وارى ( exemplarite ) شخصيت نبوى موسى نگاه كنيم كه پاره‌اى از خصوصيات او را در همين متنى كه تحليل كرديم مىبينيم . سه واقعه از سرگذشت او بيش از همه توجه تفسير اسلامى را به خود مشغول داشته است : درخت آتش يا آتش موسى